دفتر زندگی ام را ورق میزنم... نود و چهار خاص زندگی ام.... هجده سالگی خاص زندگیم... من نود و چهار را در خواب و رویا زندگی کردم... من نود و چهار را متولد شدم... من نود و چهار را کوله بار بستم... دو راهی انتخاب کردم و راه و روشم را تصمیم گرفتم! من عجیب شدم! انگار محدثه ای در پستوی وجودم کمین کرده بود تا بوی هجده سالگی را استشمام کند و دل به دریا بزند! محدثه ای شدم که حتی بویی از وجودش در وجودم نبرده بودم! شاید محدثه کسی شد که قبل تر ها انکارش میکرد، ادعای
برچسب:
نویسنده: روژان کوهی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 20:05